تبليغاتX
هفت عشق

اين شعر رو تقديم مي كنم به عشاق سينه چاك

بايد فراموشت كنم ...

 

چندي است تمرين مي كنم ، من مي توانم !مي شود!

 

آرام تلقين مي كنم ....

 

حالم،نه اصلا خوب نيست ...

 

تا بعد بهتر مي شود ...

 

فكري براي اين دل آرام غمگين مي كنم

 

من مي پذيرم رفته اي ! وبرنمي گردي همين...

 

خود را براي درك اين صد بار تحسين ميكنم ..

 

كمكم زيادم ميروي اين روزگار ورسم اوست

 

اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين ميكنم

 

 

 


 

نوشته شده توسط بهار در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ساعت 16:24 موضوع | لینک ثابت


بازی جدید

سلام دوستان عزیز چند روزپیش وارد یه وبلاگ شدم به اسم پت ومت که این جا یه بازی جالب دیدم اینکه نظرمون رو در مورد لینکهامون بنویسیم من خیلی خوشم اومد واز طرف پت خان به این بازی دعوت شدم

 

خاله: خالمه هم شاعره هم نویسنده است خیلی هم دوستش دارم

 

 

دوست قدیمی: همونطور که فکر کردین یه دوست خیلی قدیمی که خیلی هم دختر خوبیه حتما سری بزنین

 

 

دل شکسته شهر عشق : پسر خوبیه ولی انگار دلش از یکی شکسته

 

 

شازند: مهندسی می خونه خیلی پسر خوبیه خیلی هم شهرش رو دوست داره ولی از سنندج هم خیلی خوشش می اد

 

آقا نوید : به من میگه اجو ولی خیلی وقته سر نزده ازش دل گیرم

 

 

آقا مسعود : عشق شادمهره وبلاگش پر اهنگه حتما سر بزنین

 

 

اصیل زاده: آدم با سوادیه فقط یه کم زیادی می دونه سرش رو به باد نده خوبه

 

 

مار کوچولو: فکر می کنه آدم ها مثل مار می مونند  می خواین بدونین چرا یه سر بهش بزنین

 

 

شاهسوسه: خیلی قشنگه ولی به من کم سر می زنه دوست دارم بیشتر باهاش آشنا بشم نمی دونم چرا ولی یه حس عجیبی نسبت بهش دارم

 

 

 

مریوان گالری: هم زبون منه عکسهای خیلی قشنگی توی وبلاگش می ذاره  خبرنگاریش هم بد نیست

 

 

پت ومت : بهتره بگم شهر خنده راستش همون احساسی که نسبت به شاهسوسه دارم به اون دارم

 

 

شهر موشها: رنگ وبلاگش آدم رو یاد نارنجی مدرسه موشها می اندازه  کلا وبلاگش ادم رو می بره به بچگی

 

 

عکاس باشی : تازه باهاش آشنا  شدم  ولی هنوز بهم سر نزده  ازش دلگیرم

                                     

 


 

نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 16:22 موضوع | لینک ثابت


امتحان عشق

در جلسه امتحان عشق من ماندم ویک برگه سفید

ویک دنیا حرف ناگفتنی!

یک بغل دل تنگی وتنهایی.....

در دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!

ودر این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!

برگه سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!

عشق تو نوشتنی نیست .....

در برگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک میکشم

وقت تمام است برگه ها بالا.....


 

نوشته شده توسط بهار در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 17:52 موضوع | لینک ثابت


مریوان

مريوان يكي از شهرهاي مرزي وبسيار زيباي كردستان است

 

 وتنها راه رفتن به اين شهر ازراه سنندج است  يعني اگه شما بخوايد بريد مريوان بايد اول

 

 از سنندج بگذريد البته جاده سنندج تا مريوان خيلي خسته كننده است ولي شهر زيباي

 

 مريوان ارزشش رو داره كه به خاطر ديدنش از اين جاده عبور كنيد بخصوص درياچه

 

 زيباي مريوان(زريوار)كه من چند تا عكس از اون گرفتم كه چند تايي از اونها در زمستان

 

 وبقيه مال تابستان است

اميد وارم با ديدن اونها بخوايد براي يك بار هم كه شده از اين شهر ديدن كنيد.

 

 نکته: چند تایی از عکسها رو خودم با موبایل گرفتم چند تایی هم از سایت های دیگه گرفتم

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط بهار در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت


دختران روستا به شهر فکر می کنند دختران شهر در آرزوی روستا

 می میرند

مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند مردان بزرگ در آرامش

 مردان کوچک می میرند .

کدامین پل در کجای جهان شکسته است که هیچ کس به خانه اش

 نمی رسد.

 


 

نوشته شده توسط بهار در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 10:7 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط بهار در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 9:26 موضوع | لینک ثابت


کردستان (به کردی: کوردستان/Kurdistan) یکی از ایالات بزرگ ایران، نام سرزمینی است که کردها در آن زندگی می‌کنند. تمام سرزمین کردستان از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمان‌راند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدريجا تقسیم و یا مستقل گرديدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

این سرزمین بخش‌های گسترده‌ای از غرب و شمال غربی ایران، شرق و جنوب شرقی ترکیه، شمال و شمال شرقی عراق، و نیز شمال شرقی سوریه را شامل می‌‌شود که عمدتاً کوهستان‌های مرتفع با کوه‌های سر به فلک کشیده می‌‌باشد. مساحت و جمعیت ساکنان این منطقه به طور تقرییبی ۳۰ میلیون نفر در محیطی به وسعت 190000 کیلومتر مربع می‌‌باشد. اما برخی جمعیت و مساحت آن را ۴۰ میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه ( کیلومتر مربع 543 965) تخمین می‌‌زنند.

ناحیه زیست کردها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس و دریاچه ارومیه منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌‌یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه و کرکوک به موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته , آن گاه از شمال به طرف ملطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه میرسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان داغ و هارال داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد یافته و تا کوههای آرارات پیشرفته که مرز طبیعی بین ترک‌ها در شمال و کردها در جنوب به شمار می‌رود.البته بسیارند کردهایی که در خارج از این محدوده بیان شده زندگی می‌کنند اما در آن مناطق در اقلیت هستند. مناطق کردها اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز می‌‌باشد. کوههای این منطقه در زمستان ها پوشیده از برف است و در تابستان ها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌‌شود. چراگاه‌های آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند

بخش‌های کردنشین ایران از شمال استان آذربایجان غربی شروع می‌‌شود و با در بر گرفتن نیمه غربی و جنوبی این استان، دیگر استان‌های مرزی غرب ایران یعنی استان کردستان، کرمانشاه، ایلام را شامل می‌‌شود. کرد ها به دیگر نقاط ایران نیز مهاجرت کرده اند کردهای قوچان (اَفشار) از این قبیل می‌‌باشند. اَفشار یا اوشار یکی از ایلهای بزرگی است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‏شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند


 

نوشته شده توسط بهار در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 9:24 موضوع | لینک ثابت


استان کردستان یکی از استان‌های کشور ایران است. این استان در مرز غربی ایران قرار دارد. زبان‌های رایج در این استان عبارت‌اند از: سورانی، گروسی، اورامی و ترکی آذری نیز در بخش‌هایی از مناطق قروه و بیجار تکلم می‌شود

مهم‌ترین کوه‌های استان کردستان

  • برانان‌ در شرق
  • چهل‌چشمه‌ یا چهل‌چمه به بلندی ۳۱۷۳ متر در غرب دیواندره‌
  • قره‌داغ (بیجار) به بلندی ۳۱۲۰ متر در شمال بیجار
  • حوله به بلندی ۲۶۶۵ متر در بین گاورود و کامیاران‌
  • پسر محمود به بلندی ۲۶۴۲ متر در میان نجف‌آباد بیجار
  • گوژه‌ به بلندی ۲۶۶۶ متر در میان دهگلان‌ و سنندج‌
  • آبیدر به بلندی ۲۵۵۰ متر در سنندج‌
  • پیر به بلندی ۳۲۵۰ متر میان قروه و سنقر کلیایی‌
  • شاهو به بلندی ۳۳۲۵ متر که بلندترین کوهستان استان است.
  • کوه پنجه‌(علی) در کنار روستای کنگره و حسین‌آباد میان قروه و دهگلان
  • کوه پیازه و قلعه برد در شرق روستاهای ننه‌وچور در شهرستان مریوان به بلندی ۲۹۵۳ متر.
  • آربابا در جنوب بانه
  • دوزین در شمال بانه
  • جنیره و بابوس در شرق بانه
  • آولان در حد فاصل کامیاران و سنندج
  • شاه‌نشین ۳۷۵۰ متر

هتل‌ها

هتل‌های استان کردستان

سنندج: هتل شادی، هتل هدایت، هتل جبار، هتل آبیدر، مهمانسرای فرهنگیان، مهمانسرای جهانگردی سنندج

سقز: هتل سقز، هتل قصر نور
بانه: هتل سامان، هتل ستاره طلایی
مریوان: مهمانسرای جهانگردی مریوان
بیجار: هتل بام ایران ، مهمانسرای معلم

نقاط دیدنی

 

رامگاه پیر شالیار | اورامان تخت | بازار سنندج | باغ آیت‌الله مردوخ | بقعه باباگرگر |

چهل‌چشمه | دریاچه زریوار | دریاچه سد وحدت | سنگ‌نبشته اورامان | شهر باستانی

گروس | عمارت احمدزاده | عمارت خسروآباد | غار کرفتو | قلعه زیویه | گردشگاه آبیدر |

مسجد آویهنگ | مسجد دومناره | مسجد نگل | موزه تاریخ طبیعی سنندج | موزه سنندج

 


 

نوشته شده توسط بهار در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 9:22 موضوع | لینک ثابت


زنان کردستان

      

                                      

                                                                                                                    


 

نوشته شده توسط بهار در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 10:6 موضوع | لینک ثابت


ديروز براي يه كاري از طرف شركت مجبور شديم به همدان بريم موقع برگشتن يكي از اساتيد كه دستي هم در شعر دارند با ما همسفر شدند.  بحث شعر شد يكي از همكاران كه دوست قديمي من هم بود گفت كه من قبلا شعر مي گفتم  و  استاد هم گفتن كه بايد يكي از شعرهام رو بخونم من هم چند سالي مي شد يعني به قول شاملو از وقتي كه غم نان شد فكر وذكرمان ديگه دور وبر شعر نرفته بودم واگر هم چيزي مي گفتم بعدش فورا پاره مي شد يا روي چيزي مي نوشتم كه بعد يادم نمي امد كه چه بلايي سرش امده، وشعر هاي قديمي هم كه از ذهنم رفته بودن با نهايت خجالت گفتم كه يادم نمي اد چون خيلي وقته دفتر هام رو حتي  نگاه نكردم  ولي به استاد گفتم كه حتما توي وبلاگم مي ذارم كه بخونن ونظر بدن البته اگه بشه اسمش رو شعر گذاشت

 

چتد تايي از شعر هام رو اين پايين مي نويسم خوشحال مي شم شما هم نظر بدين

 

1-

 

عجب شبي است امشب

 

بوي خاك باران خورده مي ايد

 

وصداي طوفان ميان درختان زجه هاي زني است كه بر نعش سرنوشت خويش مي گريد

 

باد چه خرمان خرامان رقص موزونش را فخر فروشانه به نمايش مي گذارد

 

عجب شبي است امشب صداي  بال كبوتران خسته از پرواز خويش مي ايد

 

كه قفس را به اميد رهايي شكستند ورهايي را پرواز ديدند

 

وپرواز رسيدن به اوج بود .

 

 

 

 

2- وقتي تو نيستي

 

بودن برايم بي معناست وقتي تو نيستي

 

گريه هايم بي صداست وقتي تو نيستي

 

كلامم چه بي پرواست وقتي تو نيستي

 

گذر زمان در خفاست وقتي تونيستي

 

چشمايم را مي بندم تا بيايي

 

چون چشمهايم بي نگاه است وقتي تو نيستي


 

نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 9:49 موضوع | لینک ثابت


زمرد سبز